خانه » سلامتی » تضاد رفتاری (تضاد درونی)

تضاد رفتاری (تضاد درونی)

Posted by: admin ژوئن 19, 2020 Leave a comment

قبل از هرچیز باید بگویم وجود “تضاد” دلیل بیماری روانی و وجود حالات عصبی نیست.گاهی تمایلات ٬احتیاجات و اعتقادات ما با هم و یا با دیگران برخورد می کنند و ایجاد تضادهای می نمایند.این تضادها متداول و اجتناب ناپذیر است.

انسان ناچار است دایما زحمت انتخاب کردن و تصمیم گرفتن به خود بدهد و این امر در او تضادهایی ایجاد می کند مثلا انسان اغلب مجبور می شود بین تمایلات متضاد یکی را انتخاب کند.

اگر تمدنی قوام گرفته و به سنن موجود خود پایبند باشد شخص کمتر مواجه با مسایل متضاد می گردد زیرا هر آن خود را در برابر مسایل تازه ای نمی بیند تا مجبور به انتخاب گردد.

نوع دیگر از تضادها که موضوع اصلی این مقاله است “تضاد عصبی” می باشد.

حالا ببینیم تفاوت این دو نوع در چیست:تفاوت ابتدا در شدت و ضعف آنها است.ولی رفته رفته همین اختلاف در شدت و ضعف اثرات و عواقب وخامت آمیزی به بار می آورد.همین شدت و وخامت ٬شخص را چنان ضعیف و درمانده می سازد که به صورت انسانی بیچاره و عاجز در می آید و قدرت مبارزه با تضادهایی که در او بوجود آمده از او سلب می شود و چون نمی تواند آنها را از بین ببرد می کوشد تا به یک طریقی با آنها مماشات و مدارا کند که این برخورد با تضادها به نوبه خود بر شدت تضادهای او می افزایند و در نتیجه حل واقعی آنها را دشوارتر می نمایند.

یکی دیگر از خصوصیات تضادهای عصبی ٬که از شدید بودن و دردناک بودن آنها ناشی می گردد٬این است که شخص سعی می کند آنها را نبیند .اصرار دارد به اینکه نسبت به تضادهای روانی خود کور و بی خبر بماند.

یکی دیگر از نتایج و اثرات “تضادهای عصبی”شدید این است که در مواردی که شخص بوجود تضادها مجملا پی ببرد باز قادر نخواهد بود آزادانه و به میل واقعی خود تصمیم قاطعی بگیرد و مطابق عقل و منطق و اراده به یکی عمل کند و از سایر شقوق مسئله متضادی که با آن مواجه است چشم بپوشد.در واقع تمایلات و احساسات و عواطف شخص عصبی دارای یک قوه و نیروی آمر و اجباری هستند و شخص به هریک از شقوق موضوع متضاد عمل کند٬از روی اجبار و بی اختیاری است.

آخرین تفاوت این دو نوع تضاد هم مربوط به معالجه آنهاست.تضادهای معمولی را می توان با مختصر کمک و راهنمایی متخصص روانکاوی یا به وسیله خودشناسی می توان از بین برد در صورتیکه تضادهای عصبی را به دلیل آنکه ریشه ای عمیق و معمولا پیچیده و مخفی دارند فقط پس از سال ها روانکاوی و خودشناسی می توان برطرف کرد.

شناختن تضادهای عصبی به یک شکل واضح و بدون ابهام کار مشکلی است.زیرا ۱:خود شخص از وجود تضادها بی خبر است و فقط رنج های ناشی از آنها را حس می کند بدون اینکه بداند علت واقعی آنها چیست.۲:شخص عصبی بدون اینکه خود بداند اصرار عجیبی دارد به اینکه آنها را نبیند و وجودشان را انکار کند.۳:و چگونه می توان آنها را به ضمیر آگاه بیمار منتقل نمود که کمترین آزار را ببیند و دچار کمترین حساسیت بشود.

تناقض در رفتار ٬بی تصمیمی ٬تردید٬تنبلی٬ناامیدی٬میل اجباری به کناره گیری از مردم٬عدم ابراز وجود٬احساس حقارت ٬دشمنی وکینه توزی ٬خجالت و…نشانه و علامت وجود تضادهای عمیق روانی است.در حقیقت هر نوع عارضه عصبی یا بروز بیماری روانی حاکی از وجود نوعی تضاد درونی پنهان است.

مهمترین علامت تضادهای درونی تناقض و عدم هماهنگی در رفتارها٬حالت ها٬احساسات و تمایلات شخص است.

بر خلاف گفته قبلی ٬گاهی به نظر می رسد که شخص تضادهای خود را احساس می کند و بر آنها آگاهی دارد مثلا نمی داند که با این زن ازدواج کند بهتر است یا با دیگری .باید توجه داشت که آنچه او فعلا تضاد و کشمکش احساس می کند خود عارضه و نتیجه تضادی عمیق تر است که شخص از وجود آنها بی خبر است.

در بعضی موارد تضادهای درونی ممکن است “تعکیس”گردند.در این صورت شخص در قسمت آگاه ذهنش تضاد را ناشی از رابطه ناهنجار و ناسازگار اطرافیانش با خود احساس کند.مثلا شخص امین و درستکار از دوست صمیمی اش دزدی می کند ولی برای اینکه منشا این تضاد را در خود نداند می کوشد تا علت آنرا عواملی غیر از خودش قلمداد کند مثلا می گوید این دوست در حق من بی انصافی و اجحاف کرده است.

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۳۷ توسط حسین روزبهانی |

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *